الگوی مصرف

الگوی مصرف چیست؟

منظور از مصرف در علم اقتصاد این است که درآمد همراه هزینه و مخارج زندگی بالا برود؛ یعنی مصرف تابعی از درآمد و توزیع باشد، که این بحث بیش‌تر در مورد درآمد ملّی است، که به‌نظر می‌رسد درآمد ملّی هرقدر باشد، مصرف هم به موازات آن بالا می‌رود. اما در اینجا منظور مصارف شخصی است که هرکس به مقدار درآمدش باید خرج زندگی کند. البته این هم تابعی از درآمد آن می‌باشد. به هرحال بحث در این است که اشخاص مومن چگونه رفع نیاز کنند و هزینه را از کجا به‌دست آورند و آن را چگونه خرج نمایند. 

در مورد مصرف خانوار، خواه ناخواه دو فرهنگ مصرفی به‌چشم می‌خورد: 

1.الگوی اسلامی، که برخواسته از فرهنگ اسلام است. 2.الگوی غیراسلامی، که آن را الگوی مادّی می‌گوییم.

فرهنگ مادی معتقد است: انسان باید از هر راهی درآمد و مخارج خودش را به‌دست آورد و در هر راهی درآمد و مخارج خودش را به‌دست آورد و در هر راهی که خواست، مصرف نماید؛ یعنی همان‌طور که در درآمد آزادی دارد، در مصرف آن هم مختار است. 

اما الگوی مصرف شخصی و حتی دولتی و کلی در اسلام، بر این استوار است که می‌گوید: از منابع تعیین شده و عوامل مشروع می‌توان درآمد به‌دست آورد و این فرهنگ برای مصرف آن راه‌هایی -از نظر اینکه چه مقدار باید مصرف نمود و چگونه باید از آن استفاده نمود؟- بیان کرده است. پس می‌توان به‌طور خلاصه گفت الگوی مصرف در اسلام مساوی است با فرهنگ مصرف اسلامی. این تعریف، هم در مصارف شخصی و جزئی و هم در مصارف کلی و کلان قابل تفسیر است. در این فراز برای به‌دست آوردن این نوع فرهنگ، باید به قرآن که راهنمای زندگی است، رجوع کرد با توجه به این که نیازها متفاوت و موقعیت‌ها و طبیعت‌های انسانی گوناگون است، باید الگو یکنواخت نباشد، اما از نظر قالب و شکل یکنواخت باشد.

نیاز انسان خلاصه می‌شود در خواسته‌های جسمی، روحی، طبیعی، خارجی و داخلی او. همان‌طور که نمی‌توان یک نوع لباس یا یک قواره پارچه را به اندام همه پوشانید، بلکه هر کسی با اندامی خاص و رنگی متفاوت و اندازه‌ای مختلف لباس می‌خواهد، حوایج انسانی هم اینچنین برحسب افراد و موقعیت‌ها متفاوت است. در این صورت است که هزینه هر فردی در هر مکانی متفاوت می‌شود. خلاصه اینکه هر جامعه‌ای حدّ خاصی از مصرف را دارند که ملاکات عرفی، حدّ و حدود آن را تفسیر می‌کند. بنابراین نمی‌توان برای کل جامعه یک الگوی واحد مصرفی قائل شد، چون الگوی مصرفی در آن‌ها متفاوت است. بلکه آنچه را می‌توان برای همه بیان نمود، این است که فرهنگ مصرفی در اسلام تفسیر و تبیین شود و زندگی آنان که به این فرهنگ آشنایی کامل دارند، الگو قرار گیرد؛ به عبارت دیگر، براساس کیفیت مصرفی، همه دارای یک فرهنگ باشند، اما براساس کمیت آن، متفاوت در نیاز خود باشند و خلاصه آن که الگوی مصرفی منوط به فرهنگ مصرفی است و چون اسلام دارای یک غنای فرهنگی است مصرف هم بر مبنای آن فرهنگ است. ممکن است روزی بشر کارش به جایی برسد که مقدار مصرف هم در ماه و سال برای او تعیین شود. مثلا به او گفته شود که هر سری از خانوار باید این قدر قند یا روغن مصرف کند و مصرف او از این نوع روغن باشد و این مخالفتی با اصل شرع ندارد.

مجموعه مصارف

مصرف یا برای خود شخص است، مثل خوراک، پوشاک و غیره، یا برای عموم است، مثل وقف، صدقه، خمس و مواردی از این قبیل. مصرف یا برای خانواده شخص درآمد دار است یا جهت خواسته‌های دولتی و ملی است، مثل کمک‌هایی در امور خیریه، زلزله، سیل، جنگ و... .

همه این مصارف برمی‌گردد به درآمد شخصی، درصورتی که درآمد کافی و به هر مقدار خوب باشد، مصرف او هم در امور شخصی و جمعی بیش‌تر می‌شود، نوسان آن بیش‌تر به درآمد و مصرف بستگی دارد. همان‌طور که گفتیم، مصرف تابعی از درآمد است و اگر مردم جامعه درآمدشان بالا باشد، مصرف آنان هم تابع آن است. در این صورت هر جامعه‌ای نوع مصرف خاص خود را دارد که تولیدگران، همان را تولید می‌کنند. اگر مصرف کنندگان ویدئو فقط تولید آن را بخواهند، تولیدکنندگان آن همان را تولید می‌‌کنند. اما اسلام به مصرف‌کنندگان، جهت و به تولید‌کنندگان، هدف می‌دهد و بنابر روح سرمایه‌داری، مصرف بر تولید حاکم است. پس تقاضای هر فرهنگ است که می‌گوید چه تولید کنید و چگونه مصرف کنید؟ بنابراین اگر بخواهیم شیوه صحیح مصرف و تولید خوب به جامعه القا کنیم، اولاً باید فرهنگ خوب به او القا کرده باشیم. یکی از مصارف روزانه انسان خوراک اوست که قرآن کریم در این باره می‌گوید: «پس آدمی به طعام خود بنگرد».(عبس، آیه24)

باید به خوراک معمولی که می‌خورید توجه داشته باشد که از کجا تولید و توزیع شده و به چه منظور مصرف و خرج می‌شود. قرآنی که به مصرف جزئی انسان کار دارد به‌طور حتم به مصارف کلی او نیز نظر خاص دارد.

معیار مصرف در اسلام

اسلام و قرآن چون جامع و هادی انسان‌ها است، برای کیفیت مصرف و الگوسازی، راهنمایی‌هایی دارد که به نمونه‌هایی از آن توجه می‌دهیم. در قرآن شریف اینچنین آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا بر شما حلال کرده است، حرام مکنید و از حد در مگذرید که خدا تجاوزکنندگان از حد را دوست ندارد. از چیزهای حلال و پاکیزه‌ای که خدا به شما روزی داده است بخورید و از خدایی که به او ایمان آورده‌اید بترسید.»(مائده، آیات87،88)

شخص مومن که مصرف خود را براساس قرآن قرار داده-همان‌طور که درآمدش را بر این اصل استوار ساخته و می‌خواهد الگویی برای مسلمین باشد؛ باید توجه نماید که خداوند چه چیزهایی را حلال و پاک و چه چیزهایی را حرام و ناپاک قلمداد کرده تا بتواند از آن‌ها استفاده نماید. آنچه را که حلال شمرده در قرآن و در سنّت اسلامی بیان شده است. مثلاً بعضی از پرندگان و آبزیان، حلال و بعضی حرام است؛ بعضی از درآمدها از قبیل درآمد شراب، قمار و معاملات غیرشرعی، حرام است. آنچه مورد نهی و حرمت قرار نگرفته، در طبیعت استفاده از آن حلال است و تازه آنچه را که حلال شمرده شده، در صورتی جایز است که از حدّ اسراف و تبذیر نگذرد که این دو عنوان(اسراف و تبذیر) مصرف مومن را مقید و محدود می‌کند. و همین فرق مومن و غیرمومن می‌باشد، که غیرمومن توجهی به این دو عنوان نداشته و حتی به کیفیت درآمد و منابع آن هم توجهی ندارد. پس معیار مصرف اولاً نیاز است و ثانیاً کیفیت نیاز و مقدار آن است. و آخر اینکه مصرف باید در راه‌های مشخص شده صرف شود و در این صورت است که باید به قوانین مربوطه به استفاده از طبیعت، در مقام ضرورت و غیرضرورت نگریست. این موضوع هم باید روشن شود که اسلام اجازه کلی بهره‌برداری از مواهب طبیعت به انسان داده است: «ای مردم از آن چیزهای حلال و پاکیزه که در زمین است بخورید.»(بقره،168)

شخص اسراف‌کار، الگوی خوبی برای مومنان نیست.

رفتار هر مومن خود الگو است. البته مومنی که همه جوانب زندگی خود و دیگران را ببیند. در قرآن آمده: «فرمان این اسرافکاران را نپذیرید، اینان که به‌جای اصلاح در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند.»(شعرا، آیات151و152)

شخص مسرف از این جهت قابل پیروی و تبعیت نیست که صفات ویژه ایمان را که قناعت و شکرگزاری از نعمت‌های خداوند است از دست داده و آنچه را به‌دست می‌آورد خود مصرف می‌کند و یا آن را پس‌انداز می‌کند و به فکر محرومان و خویشاوندان خود نمی‌باشد، در این صورت فرق ندارد شخص مسرف عالم باشد یا جاهل، حاکم باشد یا محکوم، چون اسراف یکی از صفات مترفان و فرعونی مسلکان است، چون او هرچه در زندگی به‌دست می‌آورد در راه شهرت و شهوت‌طلبی مصرف می‌نماید و در امور شهوانی زیاده‌روی می‌کند، قوای جسمانی خود و نیروی جوانی خود را به هدر می‌دهد، باتوجه به این که مومن باید برای زندگیش به‌مقدار حاجت و براساس درآمدش مصرف و خرجی داشته باشد.

حدود اسراف

در مورد حدّ اسراف، نسبت به اشخاص و موقعیت‌های اجتماعی آن‌ها و محل زندگی متفاوت است، اما به‌طور کلی می‌توان گفت: آنچه را که در شأن انسان نیست، از نظر اجتماعی و شغلی نباید بخورد و بپوشد و مصرف کند و شأنیت هرکس به شغل و موقعیت اجتماعی و خانوادگی و مکانی که در آن زندگی می‌کند بستگی دارد و این مسأله‌ای است که هرکس قبل از دیگران می‌تواند تشخیص دهد و در روایات آمده که مسرف سه علامت دارد: چیزهایی می‌خرد که بودجه و شغل او تقاضا ندارد. چیزهایی در امور زندگی مصرف می‌کند که با شغل و فکر او تناسب ندارد. لباس‌هایی می‌پوشد که برای او گران‌قیمت است. این سه مورد که در روایات آمده، از موارد چشم‌گیر زندگی افراد مسرف است. بنابراین کسی‌که با چند اتاق می‌تواند زندگی کند، اگر بخواهد بر آن بیفزاید باید زیر بار قرض و استضعاف اجتماعی برود، اگر از این حدود تجاوز کند، اسراف‌کار است و همین‌طور است در امور ازدواج و انواع لباس و خوراک که باید برای خود میزانی معین کند. اگر در اسلام زیبایی، تمیزی، استفاده از بوی خوش و از نظم و زیبایی لباس تعریف و تمجید شده، این در جایی است که به اسراف نینجامد.

در قرآن کریم در بیان استفاده کردن انسان از نعمت‌های خوب خداوند، با قید عدم اسراف در حد توان و امکانات آمده است: «بگو! چه کسی لباس‌هایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و خوردنی‌های خوش طعم را حرام کرده است؟ بگو این چیزها در این دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند و در روز قیامت نیز خاص آن‌ها باشد.»(اعراف، 32)

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما