رذایل اخلاقی

غیبت

غیبت یعنی انسان پشت سر دیگران سخن ناخوشایند و بدی گوید.

غیبت در قرآن 

غیبت از گناهان بسیار ناپسندی است که قرآن کریم به‌شدت از آن نکوهش کرده، آن را مورد سرزنش قرار داده است:

«برخی از شما غیبت برخی دیگر را مکنید. آیا یکی‌تان دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس، آن را ناخوش می‌دارید. از خدا بترسید؛ زیرا خداوند توبه‌پذیر مهربان است.»(حجرات، 12)

«وای بر هر غیبت‌کننده عیب‌جویی»(همزه، 1)

«خداوند بلند کردن صدا را به بدگویی دوست ندارد؛ مگر از کسی که مورد ستم قرار گرفته است.»(نساء، 148)

غیبت در روایات

این معنا در احادیثی مورد بحث قرار گرفته است که آن‌ها را از نظر می‌گذرانیم.

پیامبر اسلام(ص) فرموده است:

«همه چیز هر مسلمانی بر مسلمان دیگر حرام است، خون، مال و آبرویش.»(المحجه‌البیضاء، ج5، ص251)

و آن حضرت فرموده‌اند:

«تأثیر غیبت در نابودی دین مرد مسلمان از خوره در جسم او زودتر است.»(همان، ص254)

و آن حضرت می‌فرمایند: «خداوند به موسی فرمود: کسی که از غیبت کردن توبه کند و بمیرد، آخرین کسی است که وارد بهشت شود و کسی که بر غیبت پافشاری کند و بمیرد، نخستین کسی است که وارد دوزخ شود.»(همان، ص252)

در روایتی از امام صادق(ع) فرموده‌اند: «غیبت بر تمام مسلمانان حرام است و نیکی‌ها را از بین می‌برد؛ چنانچه آتش هیزم را نابود می‌سازد.»(جامع‌السعادات، ج2، ص305)

تأثیر غیبت

روزی رسول خدا(ص) امر به روزه فرمود و دستور داد کسی بدون اجازه ایشان افطار نکند. مردم روزه گرفتند. چون غروب شد، هر روزه‌داری برای اجازه افطار به محضر آن حضرت آمد و ایشان اجازه افطار داد. در آن وقت مردی آمد و عرضه داشت: دو دختر دارم تا کنون افطار نکرده‌اند و از آمدن به محضر شما حیا می‌کنند؛ اجازه دهید هر دو افطار نمایند. حضرت جواب نداد. آن مرد گفته‌اش را تکرار کرد، حضرت پاسخ نگفت. چون بار سوم گفتارش را تکرار کرد، حضرت فرمود: روزه نبودند! چگونه روزه بودند درحالی‌که گوشت مردم را خورده‌اند! به خانه برو و به هر دو بگو استفراغ کنند. آن مرد به خانه رفت و دستور استفراغ داد. آن دو استفراغ کردند، درحالی‌که از دهان هر یک، قطعه‌ای از خون بسته بیرون آمد. آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا(ص) آمد و داستان را گفت. حضرت فرمود: سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست، اگر این گناه غیبت بر آنان باقی مانده بود، اهل آتش بودند.(عرفان اسلامی، ج10، ص126)

علل و اسباب غیبت

اسباب غیبت انگیزه‌های گوناگونی دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

1.اظهار برتری، کسی که نقصی در خود می‌بیند، عیوب دیگران را بیان می‌کند تا این‌که برتری خود را ثابت کند.

2.همراهی با دوستان، انسان گاهی اوقات برای این که دل دوستان حاضر در جلسه را خوشحال کند از دیگران غیبت می‌کند.

3.حسد، اگر کسی نسبت به دیگری حسادت ورزد تلاش می‌کند نقاط ضعف او را بیان کند تا در نظر مردم کوچک شود.

تهمت

تهمت، نسبت دروغ و ناروا دادن به دیگران است، و از گناهانی است که محیط را فاسد می‌کند و بدتر از دروغ و غیبت است؛ زیرا زیان‌های غیبت و ظلم را دارد.

تهمت در قرآن

از زشت‌ترین گناهان تهمت‌زدن است. قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «هرکه خطا یا گناهی کند، سپس آن را به بی‌گناهی نسبت دهد، بار تهمت و گناهی آشکار را بر دوش کشیده است.»(نساء، 112)

«کسانی که مردان و زنان باایمان را بدون هیچ‌گناهی که کرده باشند، می‌آزارند، بار تهمت و گناهی آشکار را بردوش دارند.»(احزاب، 5)

تهمت در روایات

این معنا در روایاتی مورد بحث قرار گرفته است که به اجمال آن‌ها را از نظر می‌گذرانیم. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «هرکه به مرد یا زن باایمان تهمت زند، یا درباره او چیزی گوید که در او نباشد، خدای برترین، روز قیامت او را بر تلّی از آتش گذارد.»(سفینه‌البحار، ج1، ص111)

در روایتی امیرمومنان علی(ع) فرموده‌اند: «بپرهیز از جایگاه تهمت برانگیز و مجلسی که گمان بد به آن می‌رود؛ زیرا همنشین بد همنشین خود را فریب می‌دهد.»(بحارالأنوار، ج72، ص90)

امام صادق(ع) فرموده است: «تهمت زدن به بی‌گناه، از کوه‌های سر به فلک کشیده سنگین‌تر است.»(همان)

و آن حضرت فرموده‌اند: «آن‌گاه که مرد باایمان به برادر خویش تهمت زند، ایمان از دل او بیرون رود؛ همانند نمک که در آب ذوب شود.»(اصول کافی، ج2، ص361)

رواج تهمت در جامعه، نتیجه آن از میان رفتن اعتماد و اطمینان و عدالت و آلوده شدن حق به باطل است.

اتهام و پشیمانی

مردی نزد امام زین العابدین(ع) آمد و به آن حضرت جسارت کرد و ناسزا گفت. امام در آن لحظه به رفتار مرد پاسخی ندادند. آن مرد رفت. امام علی‌بن‌الحسین(ع) به همراهان فرمودند: شنیدید که این مرد، با من چگونه برخورد کرد؟ اینک دوست دارم با من بیایید تا نزد او برویم و ببینید پاسخ او را چگونه خواهم داد. امام با همراهان حرکت کردند و در مسیر راه این آیه را می‌خواندند: «وَالکَاظِمِینَ الغَیظَ»(آل عمران، 134) یاران فهمیدند حضرت با آن مرد برخورد شدید نخواهد کرد. هنگامی که به در خانه مرد رسیدند، او را صدایش زدند. آن مرد از خانه بیرون آمد. انتظار داشت امام با او برخورد شدید نماید، ولی سیدالساجدین(ع) به آن مرد فرمودند: برادرم! آنچه به من نسبت دادی، اگر در من باشد، از درگاه خداوند آمرزش می‌خواهم و اگر در من نباشد، از خدا می‌خواهم شما را ببخشد. با این سخنان، آن مرد پشیمان شد و میان دو چشم حضرت را بوسید و گفت هرچه گفتم خودم به آن سزاوارترم.»(إعلام الوری بأعلام الهدی، ج1، ص490)

حسد

واژه حسد به معنای آرزوی از بین رفتن نعمت کسی است که زیبنده آن نعمت است. و واژ] «غبطه» آرزوی نعمتی است برای خود که آن نعمت در دیگری است.

حسد صفت بسیار بد و ناپسندی است که ریشه آن در وجود ابلیس است. انسان حسود باید بداند در دنیا و آخرت زیانکار است و تمام خسارت‌ها به او باز می‌گردد.

حسد در قرآن

خداوند در سوره بقره، آیه 109 در این زمینه می‌فرماید: «بسیاری از اهل کتاب دوست دارند شما را از ایمان به کفر بازگردانند؛ از حسادت که در نزد خویش دارند.»

«یا بر مردم حسد برند که خداوند از فضل خویش به آنان بخشیده است. ما به خاندان ابراهیم کتاب و فرزانگی دادیم و فرمانروایی بزرگ بخشیدیم.»(نساء، 54)

«و از شرّ حسود؛ چون رشک ورزد.»(فلق، 5)

حسد در روایات

احادیث بسیاری در بیان حسد از معصومین(ع) وارد شده است. پیامبر اکرم(ص) به یاران خود فرمودند: «آگاه باشید بیماری‌های پیشینیان به سراغ شما آمده و آن حسد است.»(امالی طوسی، ص117)

و آن حضرت فرموده است: «رشک جز در دو مورد روا نیست: مردی که خداوند به او دارایی داده و آن را شب و روز انفاق کند و مردی که خداوند قرآن را به او عطا کرده و او شبانه روز به آن می‌پردازد.»(الخصال، ص76، ح119)

امیرمومنان علی(ع) فرموده‌اند: «تندرستی بدن از کمی حسادت است.»(نهج‌البلاغه، حکمت 256، ص513)

و آن حضرت(ع) فرموده است: «آدم حسود با دیدن {سختی و رنج بردن مردم} شادمان و به هنگام خوشحالی مردم، ناراحت می‌شود.»(غررالحکم، ج1، ش1474) و همچنین می‌فرمایند: «بدترین مردم در زندگی انسان حسود است.»(همان، ج2، ش2931)

علل و اسباب حسد

علت حسد در انسان می‌تواند یکی از این موارد باشد:

1.دشمنی میان انسان‌ها

2.ریاست‌طلبی، تکبر و عجب سبب حسادت می‌شود، مثلاً کسی که به مقامی رسیده است، دیگران که همانند او هستند و به این مقام نرسیده‌اند حسادت می‌ورزند.

3.خبائث و بدذاتی، کسانی که از گرفتاری مردم خوشحال می‌شوند.

درمان حسد

بهترین راه برای درمان این بیماری خطرناک این است که انسان زیان‌های دنیا و آخرت، فردی و اجتماعی و... در نظر بگیرد و بداند که در زمره کافران قرار گرفته و از بندگی حضرت حق بیرون رفته است. پس، برای معالجه این خصلت ناشایست انسان فکر کند با حسادت می‌تواند آن نعمت را از دیگری بگیرد، از این رو، باید پا روی هوای نفس بگذارد و محسود را ستایش کند. به این ترتیب، حسود به خودش زیان می‌رساند چنانچه در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «حسود به جان خویش زیان می‌رساند پیش از آنکه به دیگری زیانی برساند.»(سفینه‌البحار، ج1، ص251)

ریا

ریا، نشان دادن و خودنمایی است تا بدین وسیله انسان دل‌های مردم را متوجه خود سازد و مورد ستایش قرار گیرد.

ریا در قرآن

قرآن کریم درباره «ریا» دستورهای لازم را بیان کرده است:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌هایتان را با منّت و آزار تباه نکنید؛ مانند کسی که اموال خود را می‌بخشد که به مردم نشان دهد و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد.»(بقره، 264)

«دورویان {می‌خواهند} خدا را فریب دهند! خدا آنان را فریب دهد؛ و هرگاه به نماز برخیزند، با کاهلی بر می‌خیزند؛ در برابر مردم خودنمایی کنند؛ و جز اندکی خدا را یاد نکنند.»(نساء، 142)

«وای بر نمازگزارانی که در نمازشان سهل‌انگارند؛ آنان که ریاکارند.»(ماعون، 4-6)

ریا در روایات

احادیثی در بیان ریا از معصومین(ع) وارد شده است که برای نمونه برخی از آن‌ها را نقل می‌کنیم: 

پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «خداوند کاری را که ذره‌ای از ریا در آن باشد، نمی‌پذیرد.»(بحارالأنوار، ج69، ص304)

و آن حضرت(ص) فرموده‌اند: «ترسناک‌ترین چیزی که از آن بر شما بیم دارم، شرک کوچک است. پرسیدند شرک کوچک کدام است ای رسول خدا! فرمودند: ریا است.»(عده‌الدّاعی، ص228؛ بحارالأنوار، ج69، ص303)

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «هرگونه ریا شرک است.»(اصول کافی، ج2، ص293)

و آن حضرت فرموده‌اند: «همه کارهای نیک پذیرش می‌شوند، جز کاری که در آن ریا باشد.»(تحف العقول، ص303)

بخل

بخل، نگه‌داری اموال در جایی است که باید آن را خرج کرد.

بخل در قرآن

در این باره قرآن کریم می‌فرماید:

«اما آن کسی که بخل ورزید و خود را بی‌نیاز شمرد؛ و آن بهترین (ثواب آخرت) را دروغ دانست. برای او دشواری فراهم می‌سازیم.»(لیل، 8-10)

«کسانی که به آنچه خدا از فضل به آنان داده است، بخل می‌ورزند، مپندارند برایشان خیر است. نه، شر است. در روز قیامت آنچه به آن بخل ورزیده‌اند، چون طوقی بر گردنشان آویخته خواهد شد.»(آل عمران، آیه180)

«هان! شما دعوت شده‌اید تا در راه خدا انفاق کنید. برخی از شما بخل می‌ورزید؛ هرکه بخل ورزد، در حق خویش بخل کرده است.»(محمد، 38)

«خداوند، هیچ متکبر به خود بالنده‌ای را دوست ندارد؛ کسانی که بخل می‌ورزند و مردم را به بخل وا می‌دارند.»(حدید، 23و24)

بخل در روایات

روایاتی در بیان بخل،از پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) وارد شده است.

پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «دو منش در مسلمان فراهم نشود: بخل و بداخلاقی.»(بحار‌الأنوار، ج70، ص302)

و آن حضرت(ص) فرموده‌اند: «خدا فرمود: بهشت بر منّت‌گزار، بخیل و سخن‌چین حرام شده است.»(همان: ص301)

و آن حضرت(ص) می‌فرمایند: «مردان چهار گروهند: بخشنده، بزرگوار، بخیل و پست. پس بخشنده کسی است که می‌خورد و می‌دهد، بزرگوار کسی است که نمی‌خورد و می‌دهد، بخیل کسی است که می‌خورد و نمی‌دهد و فرمایه کسی است که نمی‌خورد و نمی‌دهد.»(بحارالأنوار، ج68، ص356)

در حدیثی از امام صادق(ع) روایت شده است: «برای بخیل آسایشی نیست و حسود لذت ندارد.»(بحارالأنوار، ج70، ص 303)

در روایتی از امام کاظم(ع) نقل شده است: «بخیل کسی است که به آنچه خدا بر او واجب کرده، بخل ورزد.»(همان، ج70، ص305)

پرهیز از بخل و دعا تا پایان شب

ابوقره می‌گوید: امام صادق(ع) را دیدم از اوّل شب تا به صبح، مشغول طواف به دور خانه کعبه است و به خدا عرضه داشت: «مرا از بخل نفس خویش، نگهدار.»(تفسیر نورالثقلین، ج5، ص346) پرسیدم: شما جز این دعا را نخواندید؟ امام(ع) فرمودند: چه چیزی بدتر از بخل نفس که خداوند می‌فرماید: «و هرکه از بخل خویش نگاه داشته شود، آنان رستگاران‌اند.»(حشر، 9)

تکبّر

تکبّر، خود را بزرگ‌تر و بهتر از دیگران دانستن است و ریشه همه بدبختی‌ها و مادر تمام فسادهای اخلاقی، تکبّر و استکبار است. و کسی که دارای این صفت رذیله باشد هرگز روی سعادت و تکامل را نخواهد دید. 

تکبّر در قرآن 

قرآن کریم در نکوهش تکبّر می‌فرماید:

«آنان که از پرستش من سرکشی کنند، به زودی خوار می‌شوند و به دوزخ درآیند.»(مومن، 60)

«اما آنان که سرباز زدند و سرکشی کردند، به عذابی سخت و دردآور عذابشان خواهد کرد.»(نساء، 173)

تکبّر در روایات

در احادیث اسلامی، تکبّر مورد سرزنش قرار گرفته است که در ادامه برخی از آن‌ها را یادآور می‌شویم.

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «هرکه به اندازه ذرّه‌ای در دلش بزرگ‌بینی باشد، وارد بهشت نمی‌شود.»(بحارالأنوار، ج70، ص192)

و آن حضرت(ص) فرموده‌اند: «هرکه تکبر نماید، خداوند او را خوار کند.»(همان، ص231) «منفورترین مردم، انسان متکبّر است.»(همان، 231) 

در حدیثی از امیرمومنان علی(ع) آمده است: «از فرزند آدم در شگفتم که نخست نطفه بوده و در پایان گنداب و به هنگام حیات حامل نجاست، آن‌گاه تکبّر می‌ورزد.»(همان، ص234)

نفاق

نفاق، یعنی یکی نبودن چهره بلکه دارای دو چهره است در ظاهر و باطن با مسلمانان، مسلمان و با گروه مخالف، مخالف اسلام و اگر این صفت در انسان باشد، بسیار خطرناک می‌باشد.

نفاق در قرآن

درباره نفاق آیه‌های بسیاری در سوره‌های مختلف آمده است. و گروه منافقان مورد ملامت و سرزنش شدید قرار گرفته‌اند و یک سوره کامل در توبیخ و شرح حال حیات این افراد نازل شده که همان سوره منافقون است.

«خداوند به مردان و زنان منافق و کافران، وعده آتش دوزخ داده است؛ در آن جاودان‌اند، همین برایشان بس است.»(توبه، 68) 

«هرگاه منافقان نزد تو آیند، گویند: شهادت دهیم که تو فرستاده خدا هستی. خداوند داند که تو فرستاده او هستی و خداوند گواهی دهد که منافقان دروغگویند.»(منافقون،1) در حقیقت منافقان کمتر گروهی هستند که این همه در قرآن مجید از آنان سخن به میان آمده است.

نفاق در روایات

پس از نقل آیه‌هایی از قرآن کریم در نکوهش نفاق، به بیان پاره‌ای از احادیث می‌پردازیم. رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «هرکه در دنیا دوچهره باشد، روز قیامت دارای دو زبان از آتش است.»(بحارالأنوار، ج72، ص204)

و آن حضرت(ص) فرموده است: «هرچه فروتنی بدن بر فروتنی دل افزون گردد، پیش ما نفاق است.»(اصول کافی، ج2، ص396)

حضرت علی(ع) فرموده‌اند که رسول خدا(ص) به من فرمود: «من برای امتم نه از مومن و نه از مشرک ترسی ندارم؛ زیرا مومن را خدا به جهت ایمانش بازداشته، و مشرک را خداوند به سبب شرکش نابود می‌سازد، من برای شما از منافقی می‌ترسم که درونی دو چهره، زبانی عالمانه، دارد، که آنچه را اعتقاد دارد سخن گوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل نماید.»(نهج‌البلاغه، نامه27، ص385)

ذکر این نکته لازم است که منافقان خطرناک‌ترین مردم جامعه هستند؛ زیرا شناخت آنان کار آسانی نیست، بلکه بسیار سخت و دشوار است.

نشانه نفاق

در روایتی پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «منافق سه نشانه دارد: 1.هرگاه سخن گوید، دروغ گوید؛ 2.هرگاه وعده کند مخالفت نماید؛ 3.هرگاه مورد اعتماد و اطمینان مردم شود، خیانت کند.»(تفسیر مجمع‌البیان؛ ج5، ص54)

طمع

طمع، چشم داشتن به اموال مردم است، که دارنده خود را خوار و کوچک می‌کند.

طمع در قرآن

خداوند در این باره می‌فرماید:

«چشم مدوز به زنان و مردانی که ایشان را از یک زندگانی خوش بهره‌مند ساخته‌ایم تا اینکه بیازماییم آنان را؛ و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.»(طه، 131)

طمع در روایات

برخی از روایاتی که درباره آثار بد طمع رسیده است و از آن نکوهش شده است، یادآور می‌شویم.

رسول گرامی اسلام(ص) فرموده‌اند: «بپرهیز از طمع؛ زیرا آن تنگدستی نقد و بالفعل است.»(جامع‌السعادات، ج2، ص106)

و آن حضرت(ص) فرموده است: «نیازمندترین مردم، طمع‌کار است.»(امالی صدوق، مجلس6، ص28)

امیرمومنان علی(ع) فرموده است: «طمع‌کاری، بردگی همیشگی است.»(نهج‌البلاغه، حکمت180، ص501)

و آن حضرت(ع) فرموده‌اند: «طمع‌کننده در ریسمان خواری است.»(همان، حکمت226، ص508)

در حدیثی از امام باقر(ع) نقل شده است: «بد بنده‌ای است او که طمع‌کاری راهبر اوست و بد بنده‌ای است او که بدین سبب خوار گشته است.»(جامع‌السعادات، ج2، ص106)

حرص

حرص، سیری‌ناپذیری و بیش‌از اندازه فزون‌طلبی است.

حرص در قرآن

حرص، سبب ترک اولی از سوی آدم و حوا شد و از جمله صفات زیانبار است که قرآن کریم در این‌باره می‌فرماید: «آدمی را حریص آفریده‌اند. اگر بدی به او رسد، بی‌قراری{کند}. و اگر نیکی به او رسد، بخل ورزد؛ مگر نمازگزاران.

این برادر من است. او را نود و نه میش است و مرا یک میش، گوید: آن را به من واگذار کن و در سخن بر من غلبه یافته است. و گاهی اوقات واژه «حرص» به عنوان فضیلت به حساب می‌آید و مورد ستایش است و آن در جایی است که علاقه به کارهای خیر و هدایت مردم در آن باشد، چنانچه در آیه مبارکه آمده است: «پیامبری از خودتان بر شما مبعوث شد، بر او گران است که در رنج بیفتید، سخت به شما دلبسته است، با مومنان نرم و مهربان است.»(توبه، 128)

به این ترتیب، حرص در این آیه شریفه یکی از فضایل پیامبر اکرم(ص) شمرده شده است.

در روایتی از حضرت علی(ع) آمده است: «اگر برای به‌دست آوردن روزی که ضمانت شده است تلاش می‌کنی، پس در انجام آنچه واجب شده بر تو حریص باش.»(غررالحکم، ج3، ش3717)

حرص در روایات

حرص در روایات نیز مورد بحث قرار گرفته است که به بخشی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «فرزند آدم پیر می‌شود و دو چیز در او جوان گردد: آزمندی و آرزوی دراز.»(جامع‌السعادات، ج2، ص100)

و آن حضرت(ص) فرموده‌اند: «بی‌نیازترین مردم کسی است که اسیر حرص نشود.»(من لایحضره الفقیه، ج4، ص 282)

امیرمومنان علی(ع) فرموده‌اند: «آزمند شرم ندارد.»(غررالحکم، ج6، ش10499)

و آن حضرت(ع) فرموده‌اند: «هر آزمندی فقیر و نیازمند است.»(همان، ج4، ش6833)

در حدیثی از امام باقر(ع) آمده است: «چه بسا آزمندی بر چیزی دست یابد و بدبخت گردد، و چه بسا از چیزی کراهت دارد و آن‌گاه به آن رسد خوشبخت شود.»(جامع‌السعادات، ج2، ص101)

در روایتی از امام رضا(ع) نقل شده است: «از حسد و حرص دوری کنید؛ زیرا این دو امت‌های پیشین را هلاک کردند.»(فقه‌الرضا، ص338)

در حدیثی امام صادق(ع) فرموده‌ است: «هنگامی که نوح از کشتی پیاده شد، ابلیس نزد او آمد و گفت: بر روی زمین مردی بر من منتی بزرگ‌تر از شما نگذاشته است؛ زیرا از خداوند بر بدکاران عذاب خوواستی و مرا راحت کردی. آیا شما را به دو خصلت سفارش نکنم؟ الف) از حسد دوری کن، که بر سر من آمد آنچه آمد؛ ب) و از حرص بپرهیز که بر سر آدم آمد، آنچه آمد.»(بحارالأنوار، ج70، ص163)

امیرمومنان علی(ع) از امام حسن مجتبی(ع) پرسیدند: «تنگدستی چیست؟ فرمود: آزمندی و سیری ناپذیری.»(بحارالأنوار، ج73، ص162)

از امیرمومنان علی(ع) درباره حرص سوال شد، آن حضرت فرمود: «به دست آوردن کم با از دست دادن زیاد.»(همان، ص167)

ظلم

ظلم، نهادن چیزی در غیر جای خود است.

ظلم در قرآن

در قرآن آیه‌های بسیاری درباره ظلم و ستم وارد شده است که برای نمونه برخی از آن‌ها را نقل می‌کنیم:

«ما شهرها را نابود نکرده‌ایم، مگر آنکه مردم‌شان ستمکار بوده‌اند.»(قصص، 59)

«درباره آنان که ستم کرده‌اند، با من سخن مگوی، که همه غرق در آب‌اند.»(هود، 37)

«به ستمکاران گوییم؛ بچشید آتشی را که دروغ می‌شمردید.» (سبأ، 42)

«پس، در این روز پوزش ستمکاران سودی به حالشان ندارد و از ایشان نخواهند که به سوی حق بازگردند.»(روم، 57)

«آن خانه‌های آنان است که به ستمی که کرده‌اند، خالی مانده است و در این نشانه روشنی است برای مردمی که آگاهند.»(نمل، 52)

«به ستمکاران مگرایید که آتش شما را بسوزاند.»(هود، 113)

در این آیه‌ها کیفر ستمکاران در دنیا، و ستمگران در آخرت و زیان‌های ظلم و همچنین نباید به ستمگران امیدوار بود بیان شده است.

ظلم در روایات

درباره ظلم و ستم روایات بسیاری رسیده است که گوشه‌هایی از آن را در ذیل از نظر می‌گذرانیم.

پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «هرکه ستمگری را همراهی کند تا یاری‌اش کند و حال اینکه بداند ستمگر است، از دین اسلام بیرون رفته است.»(بحارالأنوار، ج72، ص377)

و آن حضرت(ص) فرموده است: «ستم کردن پشیمانی است.»(همان، ج72، ص322)

و آن حضرت(ص) می‌فرمایند: «بپرهیزید از ستم؛ زیرا دل‌های شما را ویران کند.»(همان، ج72، ص315)

در حدیثی از امام باقر(ع) آمده است: «ستم‌کردن در دنیا، تاریکی در آخرت است.»(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص321)

اسراف و تبذیر

واژه «اسراف» به معنای بیش از اندازه مصرف کردن است! و واژه «تبذیر» نیز به معنای بی‌جهت مصرف نمودن است.

اسراف و تبذیر در قرآن

این دو واژه در قرآن کریم به کار رفته و به‌شدت از آن‌ها نکوهش شده است:

«بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید که خداوند اسراف‌کاران را دوست ندارد.»(اعراف، 31)

«اسراف‌کنندگان خود یاران آتش‌اند.»(مومن، 43)

«حق خویشاوندان و مسکین و در راه‌مانده را ادا کن، و نریز و نباش. اسراف‌کاران برادران شیاطین‌اند و شیطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود.»(اسراء، آیه26و27)

اسراف و تبذیر در روایات

احادیث بسیار پرمعنا و آموزنده‌ای در بیان اسراف و تبذیر از امامان معصوم(ع) وارد شده است:

امیرمؤمنان علی(ع) فرموده‌اند: «اسراف را به جهت میانه‌روی رها کن.»(نهج‌البلاغه، نامه21، ص377)

در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «ای عبید! نتیجه اسراف کردن تنگدستی و نتیجه میانه‌روی بی‌نیازی است.»(وسائل‌الشیعه، ج12، ص41)

اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق(ع) عرضه داشتم: مرد باایمان می‌تواند ده پیراهن داشته باشد؟ امام(ع) فرمود: بله. عرض کردم: بیست پیراهن چگونه؟! فرمودند: بله. اسراف نیست، بلکه اسراف این است که لباس بیرونت با لباس خانه‌ات یکی باشد.(بحارالأنوار، ج76، ص317)

در روایتی امام صادق(ع) فرموده است: «هرکه چیزی را در غیر فرمان خدا انفاق کند، بی‌جهت مصرف کرده است و هرکه در راه خدا انفاق نماید، میانه‌رو است.»(همان، ج 72، ص302)

سوءظن

سوءظن، بدگمانی به دیگران است که دین اسلام از آن نکوهش کرده است؛ زیرا نتیجه آن از هم‌پاشیدگی جوامع بشری است و اگر این واژ] درباره خدا به کار رود هنگامی که انسان در برابر سختی‌ها قرار گیرد وعده‌های خدا را فراموش کرده چه بسا سخن ناپسندی بر زبان آورد.

سوءظن در قرآن

قرآن کریم درباره سوءظن می‌فرماید:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گمان فراوان دوری کنید که برخی گمان‌ها گناه است.»(حجرات، 12)

«بیشترشان پیروی نمی‌کنند مگر از گمان و گمان، هرگز{آدمی را} از حق بی‌نیاز نمی‌کند.»(یونس، 36)

«آن‌گاه که از سمت بالا و از سمت پایین بر شما تاختند و آن‌گاه که چشم‌ها خیره شد و جان‌ها به گلوها رسید و به خدا گمان‌هایی می‌بردید.»(احزاب، 10)

«گروهی در فکر جان خویش بودند و گمانی نادرست همچون گمان دوران جاهلیت بر خدا می‌بردند.»(آل‌عمران، 154)

سوءظن در روایات

این معنا در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است که آن را در ذیل از نظر می‌گذرانیم.

پیامبر اسلام(ص) فرموده است: «خداوند خون، مال، آبرو و گمان بد بردن به مسلمان را حرام کرده است.»(المحجه‌البیضاء، ج5، ص268)

و آن حضرت(ع) فرموده‌اند: «از گمان بد بپرهیزید؛ زیرا که گمان بد دروغ‌ترین دروغ‌هاست.»(بحارالأنوار، ج72، ص195)

امیرمومنان علی(ع) فرموده‌اند: «ایمان با گمان بد یک‌جا جمع نمی‌شود.»(غررالحکم، ج6، ش10534)

و آن حضرت فرموده است: «بدگمانی به انسان نیکوکار، بدترین گناه و زشت‌ترین ظلم و ستم است.»(همان، ج4، ش5573)

و آن حضرت(ع) می‌فرمایند: «هرکه بدگمان بر او چیره گردد میان خود و هیچ دوستی جای صلح و سازش باقی نمی‌گذارد.»(همان، ج5، ش8950)

همچنین می‌فرمایند: «سوگند به خدا عذاب نکند خداوند با ایمان را پس از ایمان جز به خاطر بی‌گمانی او، و به سبب بد اخلاقی او.»(همان، ج6، ش210140)

پیامبر اکرم(ص) به کعبه معظمه نگاه کرد و فرمود: «آفرین بر تو، از خانه‌ای که چقدر بزرگی و چقدر احترام داری! به خدا سوگند، احترام مومن نزد خدا، بیش از توست؛ زیرا احترام تو{خون‌ریزی در تو حرام گشته است} درحالی که سه چیز مومن احترام دارد: 1.خون او؛ 2.مال او؛ 3.بدگمانی به او.

غضب

غضب، خشمگین و ناراحت‌شدن از دیگران است. این صفت حالتی بسیار خطرناک است و باید کنترل شود تا آثار و نتایج زیانباری به همراه نداشته باشد.

غضب در قرآن

خشم و غضب خطرناک‌ترین حالت انسان است؛ چنانچه قرآن کریم می‌فرماید: «و ذوالنون (یونس) را {یاد کن} آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما بر او قدرتی نداریم تا در آن تاریکی‌ها صدا زد {خداوندا} معبودی جز تو نیست؛ منزهی تو و من از ستمکاران بودم.»(انبیاء، 87)

«و کسانی که از گناهان بزرگ و زشتی‌ها اجتناب می‌ورزند و آن‌گاه که خشمگین شوند، در می‌گذرند.»(شوری، 37)

غضب در روایات

این معنا در احادیث مورد بحث قرار گرفته است و از آن نکوهش شده است.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«غضب، ایمان را فاسد می‌کند؛ همان‌گونه که سرکه، عسل را فاسد می‌کند.»(اصول کافی، ج2، ص302)

و آن حضرت(ع) فرموده‌اند: «دوزخ دارای دری است که از آن وارد نشود مگر آن کس که خشم خویش را از راه معصیت خدای برترین، فرو نشاند.»(مجموعه وژام، ج1، ص121)

و آن حضرت(ع) فرموده است: «کسی که خشم خود را باز دارد، خداوند عذاب خود را از او باز دارد.»(بحارالأنوار، ج70، ص263)

امام صادق(ع) فرموده‌اند: «هرکه غضب و خشم خودرا نگه ندارد، نمی‌تواند خودش را نگه دارد.»(اصول کافی، ج2، ص305)

و آن حضرت(ع) فرموده است: «غضب کلید هر بدی است.»(همان، ص303)

و آن حضرت(ع) می‌فرمایند: «غضب نابودکننده دل انسان حکیم است.»(همان، ص305)

سخن‌چینی

نمّامی یا سخن‌چینی، افشای سرّ و آشکار کردن چیزی است که پنهان است و معمولاً آهسته و در گوشی بیان و ابراز می‌شود.

سخن‌چینی در قرآن 

قرآن کریم در نکوهش سخن‌چینی می‌فرماید:

«از هر سوگند خواره فرومایه‌ای فرمان مبر. خرده‌گیری که به سخن‌چینی، گام بر می‌دارد.»(قلم، 10و11)

«وای بر هر غیبت‌کننده عیب‌جویی.»(همزه، 1)

سخن‌چینی در روایات

در احادیثی از پیامبر اکرم و ائمه هدی(ع) سخن‌چینی به‌شدت نکوهش شده است.

رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «سخن‌چین وارد بهشت نمی‌شود.»(المحجه‌البیضاء، ج5، ص275)

و آن حضرت(ع) فرموده است: «از سخن‌چینی بپرهیزید.»(کنزالعمال، ج3، ص655)

امیرمومنان علی(ع) فرموده است: «بدترین مردم کسانی هستند که سخن‌چینی کنند.»(وسائل‌الشیعه، ج8، ص617)

و آن حضرت فرموده‌اند: «سخن‌چینی، بدترین راست است.»(غررالحکم، ج2، ش2939)

در حدیثی از امام باقر(ع) آمده است: «بهشت بر غیبت‌کنندگان و سخن‌چینان حرام گشته است.»(المحجه‌البیضاء، ج5، ص276)

غرور

غرور، آرامش یافتن و مطمئن شدن به آن‌چیزی است که موافق هوی باشد و طبع آدمی به سبب شبهه و خدعه شیطان، به آن میل می‌کند.

غرور در قرآن

قرآن کریم در سوره‌های مختلف به سراغ این موضوع رفته، آن را نکوهش کرده است:

1.«زندگی دنیا شما را فریب ندهد و شیطان فریبکار به خدا مغرورتان نگرداند.»(فاطر، 5)

2.«اما شما خویشتن را در آزمون افکندید و به انتظار نشستید و در شک بودید و آرزوها شما را فریب داد تا فرمان خدا بیاید و شیطان شما را به خدا فریفت و مغرورتان کرد.»(حدید، 14)

غرور در روایات

در روایات، غرور مورد بحث قرار گرفته است که آن را در ذیل، از نظر می‌گذرانیم.

امیرمومنان علی(ع) فرموده‌اند: «انسان خردمند خود را مغرور نمی‌سازد.»(غررالحکم، ج6، ش10563)

و آن حضرت(ع) می‌فرمایند: «میان شما و پند و اندرز، حجابی از غرور است.»(نهج‌البلاغه، حکمت282، ص525)

و همچنین فرموده‌اند: «هرکه سراب‌ها او را فریب دهد اسباب (نجات) از او قطع گردد.»(غررالحکم، ج5، ص9224)

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «مغرور در دنیا بیچاره و در آخرت فریب‌خورده است، زیرا برتری را به پستی فروخته است.»(مصابح‌الشریعه، باب36، ص24)

تجسّس

تجسّس، جست‌وجو در درون زندگی مردم و کارهای خصوصی آنان است که صفتی ناخوشایند و خلاف اخلاق و دستورات دین اسلام است.

تجسّس در قرآن

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گمان‌ها دوری کنید؛ زیرا برخی از گمان‌ها گناه است؛ و در کارهای یکدیگر جست و جو مکنید.»(حجرات، 12)

تجسّس در روایات

درباره تجسس روایاتی رسیده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «لغزش‌های مسلمانان را جستجو نکنید؛ زیرا هرکه لغزش‌های مسلمانان را جستجو کند، خداوند لغزش او را جستجو خواهد کرد و هرکه لغزش او را جستجو نماید، رسوایش می‌کند.»(اصول کافی، ج2، ص354)

امیرمؤمنان(ع) فرموده است: «هرکه اسرار و درون دیگری را تجسّس کند، خداوند اسرار و درون او را آشکار خواهد کرد.»(غررالحکم، ج5، ص8799)

در روایتی امام صادق(ع) به ابی بصیر فرمودند: «از اعتقادات مردم تجسس و جستجو نکن؛ زیرا بی‌دوست خواهی شد.»(بحارالأنوار، ج75، ص253)

ثور کندی گوید: «عمربن خطاب در شهر مدینه شبگردی می‌کرد، صدای آواز مردی از خانه‌ای شنید، از روی دیوار بالا رفت و گفت: ای دشمن خدا! گمان کردی خداوند گناهت را می‌پوشاند و تو گنهکاری. آن مرد گفت: شما درباره من تند مرو، اگر من یک گناه کردم تو سه گناه کردی. خداوند فرموده است تجسّس نکنید و شما تجسّس کردی و فرموده است از درها به خانه‌ها درآیید و شما از دیوار بالا آمدی و بدون اجازه بر من وارد شدی و خدای برترین فرموده است به خانه‌هایی جز خانه‌های خود داخل مشوید مگر آن که اجازه بگیرید و بر ساکنانش سلام کنید. عمر گفت: اگر از تو بگذرم، کار خوبی نزدت می‌باشد؟ آن مرد گفت: آری، عمر او را بخشید و رهایش کرد و از خانه بیرون آمد.»(کنزل‌العمال، ج3، ص808)

حضرت علی(ع) به هنگام فرمان استانداری مصر به مالک اشتر این گونه می‌نویسد: «مردم عیب‌هایی دارند و زمامدار سزاوارترین کس به پوشاندن آن‌هاست، پس درباره آن دسته از عیب‌های مردم که بر تو پوشیده است کنجکاور مکن.»(نهج‌البلاغه، نامه 53، ص429)

اشاعه فحشا

قرآن کریم درباره کسانی که شایعه پراکنی می‌کنند، هشدار داده، آنان را به عذابی دردناک تهدید کرده است: «کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم باایمان شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.»(نور، 18)

مردی نزد امام موسی کاظم(ع) رسید و عرضه داشت: فدایت شوم درباره یکی از برادران مسلمان چیزی شنیدم و گروهی نیز آن را تأیید کردند. هنگامی هم که از خودش پرسیدم، آن را انکار کرد. امام(ع) فرمود: «گوش و چشم خود را برابر برادرت تکذیب کن؛ گرچه نزد تو پنجاه نفر گواهی دهند و سوگند بخورند و اگر او به تو سخنی گوید، او را تصدیق کن و آنان را تکذیب نما. کاری که مایه ننگ اوست و جایگاه او را از بین می‌برد پخش نکن که از کسانی خواهد شد که خداوند درباره آنان گفته است: کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است.»(تفسیر نورالثقلین، ج3، ص582)

اشاعه فحشا در روایات

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «هرکه کار زشت و ناشایسته‌ای را پخش کند، مانند کسی است که آن را انجام داده است.»(اصول کافی، ج2، ص356)

در حدیثی از امام رضا(ع) آمده است: «کسی که کار نیکی را پنهان دارد برابر است با هفتاد حسنه و کسی که گناه را پخش کند خوار و زبون می‌شود و کسی که گناه را پنهان دارد، آمرزیده خواهد شد.»(همان، ص428) 

در حدیثی آمده است: «درباره سه نفری که علیه مردی به کار ناشایسته گواهی دادند. حضرت علی(ع) فرمود: چهارمی کجاست؟ پاسخ دادند: هم‌اکنون می‌آید. حضرت علی(ع) فرمود: اینان را حد بزنید؛ زیرا در اجرای حدود نباید لحظه‌ای درنگ کرد.»(وسائل‌الشیعه، ج18، ص372) در حقیقت رواج این کار در یک جامعه، موجب دروغ، تهمت، فساد و تشویق به گناه خواهد شد.

جاه‌طلبی

جاه‌طلبی، علاقه فراوان و شدید برخی به پست و مقام و ... است. آنان تلاش می‌کنند به هرقیمتی که شده به آن دسترسی پیدا کنند تا مردم به آن‌ها احترام بگذارند.

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«{فرعون}گفت: اگر جز من خدایی گزینی، هر آینه تو را از زندانیان خواهم کرد.»(شعرا، 29) «{قارون} گفت: آنچه به من داده شده، دانشی است که نزد من است. آیا وی ندانسته است که خداوند نسل‌هایی پیش از او که از وی نیرومندتر و شمارشان بیشتر بوده‌اند، نابود کرده است؟ و از مجرمان، از گناهان‌شان نمی‌پرسند. پس، آراسته به زیورهای خود، از میان مردم‌اش بیرون آمد.»(قصص، 78و79)

جاه‌طلبی در روایات

پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «علاقه شدید به مقام و مال، نفاق و دو رویی را در قلب می‌رویاند؛ چنان‌که آب گیاه را می‌رویاند.»(بحارالأنوار، ج72، ص205)

و آن حضرت(ع) فرموده‌اند: «خداوند از جاه و محبوبیت بنده مانند مالش سوال می‌کند، پس، گوید: ای بنده من! جاه روزیت کردم، آیا با آن ستم‌دیده‌ای را کمک نمودی؟ و آیا با آن اندوهناکی را کمک کردی.»(مستدرک‌الوسائل، ج2، ص411)

امام صادق(ع) فرموده‌اند: «هرکه دلباخته مقام گردد، نابود شود.»(اصول کافی، ج2، ص297)

و همچنین فرموده‌اند: «هیچ مرد با ایمانی نیست که محبوبیت خود را در برآوردن نیاز برادر ایمانی خود صرف نماید، جز این که خداوند صورتش را بر آتش حرام کند و در روز قیامت دچار تنگنای و خواری نخواهد گشت.»(امالی طوسی، ج2، ص283)

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 20 مرداد 1398 ساعت 16:29
  • اندازه قلم

خانواده اسلامی

پایگاه خانواده اسلامی، رهیافتی نو به الگوی خانواده مسلمان و جامعه اسلامی

خانواده اسلامی مهم ترین نقش آفرین در ساختن تمدن نوین اسلامی است. از این رو هدف این مجموعه ارائه الگوی کاملی از خانواده اسلامی به منظور ایجاد، تحکیم و تکامل خانواده در تمامی عرصه ها از طریق ارائه و بررسی رهنمودهای معصومین (علیهم السلام) و سیره عملی ایشان است.

ارتباط با ما